اولین قدم برای موفقیت در معامله‌گری


بورس هم مانند دریای مواج است. اصلا بدون اگاهی سهم نخرید چون وقتی زیر پایتان خالی شود ممکن است دیگر فرصتی برای بازگشت مجدد نباشد.

مارک داگلاس کیست؟ معرفی کتاب‌ها و رمزهای موفقیت او

مارک داگلاس به عنوان یکی از مهم‌ترین افراد حوزه روانشناسی بازار های مالی شناخته می‌شود. یکی از مهم‌ترین اساس‌های فعالیت در بازارهای مالی نحوه کنترل هیجانات ذهنی و روانشناسی معامله گری است. مارک داگلاس در کتاب‌های خود تلاش کرده است تا بتواند ذهن معامله گران را برای فعالیت و موفقیت در بازارهای مالی آماده کند. در این مطلب قصد داریم تا با زندگی نامه مارک داگلاس و فعالیت‌های او آشنا شویم. همچنین با اصل‌های مهم روانشناسی بازارهای مالی از نظر مارک داگلاس آشنا شده و می‌آموزیم چگونه با کمک ذهن خود، به موفقیت در معاملات دست یابیم.

زندگینامه مارک داگلاس

مارک داگلاس (Mark Douglas) مدیرعامل شرکت «Trading Behavior Dynamics» است. داگلاس نویسنده کتاب‌های "معامله‌گری در ناحیه" (Trading in the Zone) و "معامله‌گر منضبط " (The Disciplined Trader) می‌باشد. هدف او از نوشتن این کتاب‌ها، کمک به معامله‌گران بازارهای مالی برای دستیابی به نظم در حوزه روانشناسی معامله‌گری جهت کسب موفقیت‌های بیشتر در معاملات می‌باشد. مارک داگلاس از دانشگاه ایالتی میشیگان در رشته‌های علوم سیاسی و ارتباطات اجتماعی فارغ‌التحصیل شده است.

علاقه مارک داگلاس به معامله‌گری از انتهای دهه 70 میلادی آغاز شد و این علاقه سبب شد تا داگلاس موقعیت شغلی مناسب خود، در شرکت بیمه را رها کند. او از درآمد بسیار بالا و مزایایی که شرکت بیمه در اختیار او می‌گذاشت، (برای مثال هر ساله یک خودروی پورشه به او هدیه می‌شد) چشم پوشی کرد تا در حوزه معامله گری و بازارهای مالی فعالیت کند. پس از استعفا از کار قبلی خود، مارک داگلاس شروع به یادگیری کرد و توانست به عنوان کارگزار شرکت مریل لینچ (Merrill Lynch) در هیئت مدیره معاملات شیکاگو فعالیت کند.

mark-and-wife.jpg

پس از پیگیری‌های او برای کسب مجوز جهت فعالیت به عنوان کارگزار، تلاش‌های مارک داگلاس نتیجه داد و مهم‌ترین قسمت زندگی او آغاز شد. مارک داگلاس پس از چندین سال فعالیت در حرفه‌ی کارگزاری و مشاهده فعالیت سایر کارگزاری‌ های فعال در بازارهای مالی، متوجه شد که بسیاری از کارگزارها هیچ گونه تصوری از جهت حرکت بازار در آینده ندارند و صرفاً تلاش می‌کنند تا نظر خود را تحمیل کنند. آن‌ها به دنبال جذب مشتری‌های بیشتر و ترغیب آن‌ها به معامله و فعالیت در بازار بودند.

پس از مشاهده رفتار معامله گران و کارگزاران، سؤالات بسیاری ذهن مارک داگلاس را به خود مشغول کرد و او به این نتیجه رسید که پیش بینی جهت حرکت بازار، بسیار دشوارتر از آنچه که افراد در خصوص آن بحث می‌کنند، می‌باشد. همچنین متوجه شد بیشتر افراد صرفاً امیدوارند که بازار در جهت موردنظر آن ها حرکت کند و هیچ‌گونه پیش بینی از جهت بازار ندارند. این تفکر او سبب شد تا مارک داگلاس با خود متعهد شود که قبل از معامله، در حین معامله و پس از خروج از معامله، اقدام به نوشتن تمام افکار و تحلیل‌های خود کند. این نوشته‌ها، اولین جرقه برای نوشتن کتاب معامله‌گر منضبط را در ذهن او زد.

شش اصل اساسی در معاملات مارک داگلاس

1. "شکاف سود" را با موارد درست پر کنید

مارک داگلاس در کتاب‌ها و سمینارهای خود اغلب به چیزی اشاره می‌کند که آن را "شکاف سود" می‌نامد. آنچه او در مورد آن صحبت می‌کند اساساً تفاوت یا "شکاف" بین سود قابل انتظاری است که می‌توانید با استفاده از روش معاملاتی خود و عملکرد خود به دست آورید. معامله گران اغلب با امیدواری بسیار زیاد، یادگیری و استفاده از یک روش معاملاتی را آغاز می‌کنند. آنها می‌خواهند درآمدی کسب کنند که بتوانند به آن اعتماد کنند و از معاملات خود نتایج مطلوبی بگیرند.

با این حال، این نتایج تنها در صورتی امکان‌پذیر است که شما یک روش مؤثر با نظم و انعطاف را دنبال کنید که اکثر مردم به سادگی از آن چشم پوشی کرده و در نتیجه، "شکاف سود" که مارک به آن اشاره می‌کند را تجربه می‌کنند. نکته کلیدی که آقای داگلاس در مورد این شکاف سود بیان می‌کند، این است که معامله گران معمولاً سعی می‌کنند خلأ معاملاتی خود را با کسب اطلاعات بیشتر در مورد بازار، تغییر روش‌ها، صرف وقت بیشتر در پشت رایانه خود، پر کنند.

با این حال، آنچه که آنها واقعاً باید یاد بگیرند بیشتر در مورد روان‌شناسی فردی خودشان و نحوه تعامل آنها با بازار است. اساساً آن‌ها باید "مهارت‌های ذهنی مناسب" را به دست آورند تا روش خود را آن‌طور که باید اجرا کنند و بیشترین سود را به دست آورند تا "شکاف سود" را پر کنند.

2. برنده شدن و یک تاجر برنده بودن دو چیز متفاوت هستند

هرکسی، و منظور من به معنای واقعی کلمه هر کسی، حتی یک کودک 5 ساله، می‌تواند خود را در یک معامله پیروز ببیند. برای پیروز شدن در یک معامله هیچ نیازی به مهارت ندارید و می‌توانید با کمک شانس یک معامله‌ی برنده داشته باشید. تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که پنل معاملاتی خود را باز کرده و چند دکمه را فشار دهید و اگر خوش شانس باشید، می‌توانید در مدت زمان کوتاهی درآمد زیادی کسب کنید.

در نتیجه موارد فوق، طبیعی است که معامله گری که هنوز مهارت معاملاتی کسب نکرده است، جهش حاصل از ذهنیت "پیروزی آسان است" را به دست آورد و گمان کند "تأمین هزینه‌های زندگی از این طریق خیلی سخت‌تر نخواهد بود." به همین ترتیب فعالیت بسیاری از معامله گران آغاز می‌شود. نیازی به گفتن نیست که این افراد با همان سرعتی که ثروت خود را به دست آورده‌اند، چه بسا با سرعتی بیشتر، آن را از دست می‌دهند.

یک معامله گر برنده مهارت‌های ذهنی برای درک و استفاده از این واقعیت را دارد که هر معامله‌ای که انجام می‌دهد، یک نتیجه کاملاً تصادفی دارد. به عبارت دیگر، آنها تا زمان پایان معامله نمی‌توانند نتیجه آن را بدانند. معامله گران برنده از این موضوع آگاه هستند. آن‌ها می‌دانند که باید با این تفکر و دیدگاه در بازار معامله کنند و تمام وسوسه‌ها و احساساتی را که در طی هر معامله‌ای ایجاد می‌شود، نادیده بگیرند. آن‌ها قادر به انجام این کار هستند چون نگاه خود را بر روی تصویر بزرگ‌تر متمرکز می‌کنند. تصویر بزرگ‌تر، این واقعیت است که اگر آنها روش خود را بدون وقفه و بارها و بارها و بارها در مدت زمان طولانی در معاملات اجرا کنند، به سود بالایی دست پیدا می‌کنند؛ بنابراین، دیگر یک معامله برنده را با اینکه یک تاجر برنده هستید اشتباه نکنید. این موضوع تله‌ای بسیار آسان برای گیر افتادن در آن است.

3. الگوهای تکنیکال قیمت به‌گونه‌ای طراحی نشده‌اند که به ما بگویند "در آینده" چه اتفاقی خواهد افتاد

روش‌های تحلیل تکنیکال از هر نوع، برای این نیستند که به ما بگویند بازار در حرکت بعدی چه خواهد کرد. همان‌طور که داگلاس می‌گوید، آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا احتمال موفقیت را در یک سری معاملات به نفع خود تغییر دهیم. برخی از پیامدهای عمیق روان‌شناختی همراه با این واقعیت است. در نتیجه هر سیگنال خاصی، منحصر به فرد و تصادفی است. هیچ راهی برای دانستن حرکات بازار پیش از اینکه اتفاق بیفتند، وجود ندارد. به عبارت دیگر، ماهیت معاملات تصادفی است. داگلاس به توصیف چیزی می‌پردازد که درک آن ممکن است در ابتدا کمی دشوار باشد، اما اگر می‌خواهید در بازارهای مالی معاملات مداوم انجام دهید، درک این موضوع برای شما مهم است.

4. به احتمال زیاد فکر کنید، نه به یقین

شاید نکته مشهور مارک داگلاس برای تغییر در ذهنیت معامله گران این است که شما باید یاد بگیرید که در قالب احتمالات فکر کنید. ما کمی پیش‌تر در این خصوص بحث کردیم، اما بسیار مهم است که درک کنیم یک توزیع تصادفی برد و باخت در تمام معاملات وجود دارد. معامله گرانی که فکر کردن به صورت احتمالی را می‌آموزند، برخلاف آن دسته از معامله گرانی که یاد نگرفته‌اند به صورت احتمالی فکر کنند، فشار روانی را تجربه نمی‌کنند. زیرا می‌دانند در تمام معاملات خود برنده نیستند. یادگیری فکر کردن احتمالی سبب می‌شود انتظارات شما از معاملات آزاد شود، زیرا شما بر روی نتایج حاصل از کل معاملات متمرکز شده‌اید، نه نتیجه‌ی یک معامله‌ی خاص.

5. ذهن من باید آزاد باشد

برای انجام معاملات بدون ایجاد خطاهای ذهنی، باید از این تصور که "این معامله یک معامله برنده خواهد بود" آزاد باشید. یک معامله گر معمولی انتظار دارد "این معامله" باید یک معامله ی برنده باشد. اگر بخواهید پول ثابتی به دست آورید، نمی‌توانید به این روش فکر کنید. هنگامی که انتظار دارید در هر معامله برنده شوید، از نظر عاطفی به آن وابسته می‌شوید. در حالی که همان‌طور که باید بدانید، این معامله به تنهایی مهم نیست، بلکه مجموعه معاملات و توانایی شما در نظم و انضباط نسبت به این مجموعه است که مهم می‌باشد.

6. من باید طرز فکرم در مورد رفتار بازار را تغییر دهم: مثل یک حرفه‌ای فکر کنم

یک معامله گر حرفه‌ای با خود فکر نمی‌کند "آیا این معامله نتیجه می‌دهد؟ " وقتی معاملات بالقوه‌ای وجود دارد. زیرا آنها وجود مؤلفه‌های انسانی را که اساساً تصادفی است، درک می‌کنند (همان‌طور که در بالا بحث شد). آنچه که او درباره آن فکر می‌کند ریسک است: "تا کجا حاضر هستم اجازه دهم که این معامله بر خلاف من پیش رود؟ قبل از اینکه ببینم آیا معامله گران دیگری قصد ورود دارند"؟ فکر کردن به نتیجه معامله و سود ده بودن آن را متوقف کنید و به جای آن به فکر ریسک و جایی که از آن خارج می‌شوید، باشید.

معرفی بهترین کتاب‌های مارک داگلاس

مارک داگلاس با دو کتاب خود توانست شهرت بسیاری کسب کند و حتی یکی از کتاب‌های او جوایز متعددی را دریافت کرد.

mark-douglas-books-1.jpg

1-کتاب معامله‌گری در ناحیه:

بازار را با اعتماد به نفس، نظم و یک ذهنیت برنده رام کنید. (Trading in the Zone: Master the Market with Confidence, Discipline, and a Winning Attitude)

مارک داگلاس در این کتاب سعی کرده است تا دلایل اساسی عدم انسجام در معاملات را کشف کند و به معامله گران کمک کند تا بر ذهنیت‌های عمیق و اشتباهی که سبب زیان آن‌ها می‌شود، غلبه کنند. او با استفاده از مهم‌ترین قواعد معامله گری سعی می‌کند تا واقعیت‌های بازار را به خوانندگان کتاب نشان دهد و به آن‌ها آموزش دهد تا مفهوم واقعی ریسک را درک کنند. در ادامه مارک داگلاس می‌خواهد این ذهنیت که بازار کاملاً بر اساس احتمالات حرکت می‌کند واین حدس و گمان‌ها هستند که بر بازار حاکم‌اند را، به خوانندگان کتاب منتقل کند.

2-کتاب معامله‌گر منضبط (منظم):

ایجاد نگرش برنده (The Disciplined Trader: Developing Winning Attitudes)، یکی از اولین کتاب‌هایی که به ماهیت روان‌شناختی چگونگی فکر بازرگانان موفق می‌پردازد، معامله گر منضبط است. در این کار متفاوت که در سال 1990 منتشر شد - داگلاس به این سؤال پاسخ می‌دهد: چرا اکثر معامله گران نمی‌توانند سهام و ثروت خود را به صورت پیوسته افزایش دهند و سپس آن را حفظ کنند؟

این کتاب خواننده را به نتیجه گیری عملی و منحصر به فرد می‌رساند که در خصوص تغییر هرگونه ذهنیت محدودکننده مفید است. معامله گر از طریق کتاب اقدام به طی کردن یک مسیر به صورت گام به گام می‌کند و شروع به درک این موضوع می‌کند که فکرهایش ممکن است توانایی سودآوری و موفقیت در معامله گری را محدود کنند.

کتاب معامله گر منضبط برای افرادی که تازه وارد بازار می‌شوند یا معامله گرانی که دوباره در بازارها بازمی گردند و حتی معامله گران باسابقه‌ای که به نظر نمی‌رسد بتوانند سودآوری خود را از یک سقف معین بیشتر کنند، حیاتی است.

خواننده این کتاب متوجه خواهد شد که بازار، بر خلاف هر زمینه شغلی دیگر، بدون ساختار است. سه مرحله لازم برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق را یاد می‌گیرد. می‌آموزید که چگونه افکارتان، نحوه درک بازارها را مدیریت می‌کنند و می‌آموزید که چگونه با محیط‌های همیشه در حال تغییر بازار سازگار شوید. داگلاس به معامله گران کمک می‌کند تا از طریق یک رویکرد سیستماتیک برای ایجاد، القا و حفظ ذهنیت یک معامله گر موفق، ترس از باخت را خنثی کنند و به ذهنیت برنده دست یابند.

مسئول ضرر کردن من در بورس کیست؟

یکی از مطالب مهمی که در بورس باید در نظر گرفت ذات نوسانی بودن بازار های مالی است که هیچ قطعیتی ندارد.عده ای از افراد در زندگی پیروزی هایشان را حاصل زحمات و تیز هوشی خود میبینند و شکست هایشان را به گردن هر عاملی بیرونی غیر از خودشان می اندازند.آنها در شکست هایشان از بال زدن بد هنگام مگس گرفته تا یک اتفاق نادر در کهکشان راه شیری را مقصر میدانند.

این قضیه در بورس نیز صادق است. البته میتوان گفت شدت این موضوع در بورس به خاطر مالی بودنش بیشتر نیز می باشد.

معامله گر وقتی سود میکند شم اقتصادی بالا و حرفه ای بودن خودش در تحلیل گری را عامل سودش می بیند.ولی امان از روزی که ضرر کند.! از زمین و زمان ایراد میگیرد.

و با نهایت خشم میگوید:« تقصیر دولت است که به بورس توجه ندارد٬ تقصیر سایپاست که سود سازی نمی کند٬ بازار ایرا تحلیل بردار نیست و …»
آخه دوست عزیز دولت برا اینکه شما ۱۰ میلیون سود کنید که نمی تواند شاخص بورس رو ۱۰ هزار واحد جا به جا کند؟! یا شرکت سایپا نمی تواند برا اینکه ۱میلیون تومن سهم شما بشود ۲ میلیون٬ قیمت پراید را به ۴۰ میلیون برساند!؟

یکی از مهم ترین اصول بازار سرمایه این است که خودتان به تنهایی مسئول کارهایتان هستید.

زمانی که بتوانید این اصل را بپذیرید اولین قدم برای موفق شدن در بورس را برداشته اید.نباید بر اساس حرف و نظر دوست٬ روزنامه٬‌سایت٬ کانال تلگرامی و… سهمی را بخرید یا بفروشید.

شما باید این پیشنهاد ها را به عنوان سیگنال در نظر بگیرید و بعد از بررسی و تحلیل خودتان و بر اساس استراتژی معاملاتی تان اقدام به خرید سهم بکنید.آن وقت است که موفقیت تان را می توانید به پای تحلیل و شم اقتصادی خوبتان بگذارید.

هر معامله گری که بعد از ضرر خودش را مسئول این شکست ببیند٬‌ برگردد تحلیل و استراتژی معاملاتی اش را دوباره بررسی کند و ایراد هایش را برطرف کند می تواند در آینده معامله گر قدرتمندی شود.

غرق شدن در دریای بورس

غرق شدن در دریای بورس

بورس همانند شنا کردن در دریای مواج است. وقتی شنا گر مبتدی برای اولین بار پا به دریا می گذارد و چند قدمی وارد آب می شود با خودش میگوید:«تا اینجایش که کاری نداشت بگذار جلو تر بروم!». ولی زمانی که جلوتر می رود٬ زیر پایش که خالی شد دیگر توان شنا کردن و برگشتن به ساحل را ندارد و غرق می شود. اما شنا گر حرفه ای وقتی زیر پایش خالی شد تازه شنا کردن را شروع میکند.

بورس هم مانند دریای مواج است. اصلا بدون اگاهی سهم نخرید چون وقتی زیر پایتان خالی شود ممکن است دیگر فرصتی برای بازگشت مجدد نباشد.

اولین قدم برای موفقیت در معامله‌گری

Wed, 29 Jun 2022 11:48:49 +0000

حتما میدونین که احساسات ما همواره به طور مستقیم میتونه بر عملکرد و میزان سود و زیانمون در بازارهای مالی تاثیر بذاره

بخاطر همین هم ما همیشه در چارتیکال توجه ویژه ای به روانشناسی معامله گری داریم و اون رو به عنوان یک شاه کلید موفقیت و تکمیل کننده ی مهارت معامله گری درنظر میگیریم

و حالا امروز برای اولین بار در جهان چارتیکال با ترکیب علم روانشناسی و تجربیات یک معامله گر مجرب، به دستاوردهای فوق العاده ای در زمینه روانشناسی معامله گری رسیده که به تاییدِ علمیِ معتبر ترین دانشگاه های جهان(دانشگاه منچستر، آکسفورد و …) رسیده

و خبر خوب این که شما با شرکت در جلسات رایگان سایکولوژی و سایکوتراپی میتونین از این علم و نتایج دستاوردها استفاده کنین و در کنار متخصصین این حوزه به رفع مشکلات و توسعه مهارت هاتون در خصوص روانشناسی ترید بپردازین

Thu, 18 Feb 2021 07:37:30 +0000

آشنایی با سروتونین و تاثیر فوق العاده آن بر افزایش درآمد در معامله گری آکادمی پرایس اکشن جبل عاملی

https://priceactionteam.com/?p=39561

سروتونین و تاثیر فوق العاده آن بر معامله گری موضوع این مقاله است. در این مقاله ابتدا به تعریف این هورمون شادی بخش می پردازم؛ سپس دلیل اهمیت Serotonin را در بین معامله گران بررسی می کنم؛در انتها به شما یاد میدهم با راهکارهای عملی و رژیم غذایی مناسب این هورمون سرخوشی و لذت را در خودتان بازتولید کنید.

با من همراه باشید.

سروتونین چیست و چه کاری انجام می دهد؟!

سروتونین( Serotonin ) یک انتقال دهنده عصبی در بدن انسان ها است که در دستگاه گوارش و سیستم عصبی یافت می شود.

یعنی از نظر علمی هورمون نیست اما عملکردی مشابه یک هورمون دارد.

سروتونین وظایف مختلفی در دستگاه گوارش ایفا می کند که مورد بحث ما نیست. اما یکی از مهم ترین تاثیرات آن در بدن انسان ها ایجاد حس شادی و رضایت خاطر از طریق تاثیر بر عملکرد سیستم عصبی است.

بلافاصله بعد از ترشح این هورمون در بدن هر گونه استرس و احساس منفی از بین می رود.

علت این اتفاق تاثیر سروتونین بر مغز انسان و تغییر شیوه فکر کردن در کمتر از چند ثانیه است.

نحوه عملکرد سروتونین در دستگاه عصبی آکادمی پرایس اکشن جبل عاملی

آزاد سازی سروتونین در دستگاه عصبی

جالب است بدانید حتی بر خواب شما هم اثر دارد و کمبود آن باعث مشکلات بی خوابی می شود.

اگر دنبال منبع این هورمون شادی بخش هستید کافی است کمی فکر کنید؛

چه کاری شما را بیشتر خوشحال می کند و احساس خوبی به آن کار دارید؟!

هر زمانی آن کار را انجام دهید سروتونین به سرعت خودش را در بدن نشان می دهد و کمترین نشانه آن لبخند بر لب های شماست.

اگر تا الان با هورمون های مثل کورتیزول، دوپامین یا اُکسی توسین آشنا بودید بد نیست سروتونین را هم به این لیست اضافه کنید.

نکته جالب اینکه این هورمون حتی در حیوانات و حشرات هم ترشح می شود و باعث تغییر در عملکرد عادی آن ها می شود.

آشنایی با نحوه عملکرد این هورمون و تاثیر آن بر تصمیمات تان می تواند به شما در روند رشدتان کمک کند.

اهمیت سروتونین در معامله گری بازارهای مالی

شما به عنوان یک معامله گر صرف نظر از تجربه و نوع بازار چه زمانی خوشحال می شوید؟!

بعد از ضرر یا بعد از سود؟

مشخص است که همه انسان ها صرف نظر از سن و نژاد و زبان بعد از سود در هر کسب و کاری به آرامش، رضایت خاطر و خوشحالی می رسند.

چرا که خود را در مسیر حرکت به سمت موفقیت های مالی می بینند.

در لحظاتی که شما بابت شناسایی موقعیت ها و کسب سودهای متوالی به خودتان افتخار می کنید، سروتونین در بدن شما در حال ترشح است.

پس هر معامله موفق شما مثل یک قرص سروتونین عمل می کند که این موضوع ممکن است به شدت خطرناک اولین قدم برای موفقیت در معامله‌گری باشد.

تا الان فهمیدیم هر کاری که باعث شادی و رضایت در انسان ها شود مسبب آن ترشح سروتونین است.

ضرر های تامین سروتونین از بازار

فرض کنید که به تصور خودتان در چرخه شانس قرار گرفته اید و 3 معامله آخرتان با سودهای بزرگ بسته شده است.

هیجان و حس شادی ایجاد شده از این موفقیت شما را به سمت معاملات بیشتر و کسب سود های بیشتر سوق می دهد.

مشکل از جایی شروع می شود که معامله گر همه ی درهای ورود سروتونین به بدن خود را به صورت ناآگاهانه می بندد و تنها راه تامین حس خوشحالی را در سود کردن از بازار می بیند.

مغز برای بقای بدن و جلوگیری از افسردگی به سروتونین نیاز دارد؛ بنابراین بلافاصله بعد از معامله موفق شما را پشت چارت میخ کوب می کند.

شاید در آن لحظه متوجه نشوید اما وقتی این اتفاق بیفتد که ذهنتان تنها راه تامین سروتونین را در انجام معاملات بیشتر ببیند، شما دیگر نه بر اساس پلن معاملاتی تان و نه بر اساس منطقی مالی تان معامله می کنید.

هدف شما فقط یک چیز است:

تامین دوباره سروتونین برای مغز، آن هم از طریق انجام معامله بیشتر

نتیجه اینگونه معاملات آسیب های مالی و روحی شدید است. بعد از حرکت قیمت در محدوده مخالف خواسته شما، سروتونین به کمترین حد می رسد و جای آن را کورتیزول می گیرد و شما دچار هیجان استرس و افسردگی می شوید.

فواید تامین سروتونین در خارج از بازار چیست؟

اجازه دهید به قضیه طور دیگری نگاه کنیم؛

شما معامله گر موفقی هستید و می توانید در بازار درآمد داشته باشید پس تا اینجا همه چیز خوب است .

در کنار آن شما در خارج از بازار تفریحاتی مناسب دارید و همیشه کارهایی که باعث خوشحالی تان می شود انجام می دهید.

مثلا ممکن است آخر هر هفته با اقوام به یک گردش بروید و یا ساعاتی را در روز به کار مورد علاقه تان بپردازید.

چیزی که مهم است شما سروتونین مورد نیاز بدنتان را در خارج از بازار تامین کرده اید بنابراین هنگام معامله گرفتن بر اساس سرنخ های موجود معامله می کنید نه به خاطر ایجاد حس شادی.

کلید رهایی از این دام فقط همین است. شما باید سرشار از حس شادی و مثبت باشید و این حس به خاطر انجام کارهایی که دوست دارید نشات بگیرد.

کارهایی که وقتی در حال انجام شان هستید، ذهن و روحتان در آرامش است و سرشار از حس لذت می شوید؛ به گونه ای که گذر زمان را فراموش می کنید.

نکاتی برای تامین صحیح سروتونین

نکته اول: بیشترین میزان پایداری سروتونین در بدن صبح ها و بیشترین میزان ایجاد آن در شب ها است .

نکته دوم: دوش گرفتن باعث کاهش محسوس سروتونین در بدن می شود.

نکته سوم: ازدواج و انجام روابط عاشقانه و زیبا سطح سروتونین در بدن را به بالاترین حد ممکن خود می رساند.

نکته چهارم: به طور کل غذاهایی که سروتونین دارند بیشتر در سبد غذایی تان قرار دهید مثلا انواع حبوبات، آجیل، موز، تخم مرغ، انواع لبنیات و گوشت ماهی.

سبد غذایی سروتونین دار آکادمی پرایس اکشن جبل عاملی

همیشه به یاد داشته باشید که 80 درصد موفقیت در بازار وابسته به مسائل حوزه روانشناسی معامله گری از جمله همین سروتونین است.

سخن پایانی

در این مقاله به طور کامل با یک هورمون شادی بخش آشنا شدیم و سپس اهمیت آن را برای شغل معامله گری بررسی کردیم. همچنین خطرات تامین اشتباه سروتونین از بازار را ذکر کردیم و با راهکاری عملی این تهدید را به یک فرصت ایده آل برای شاد بودن تبدیل کردیم.

حتما مقالات بعدی روانشناسی و عصب شناسی معامله گری را هم مطالعه کنید.

در پایان از شما دعوت می کنم ویدیو آموزشی این جلسه را مشاهده کنید.

هر نظر یا سوالی در مورد این موضوع دارید همین حالا بپرسید.

Tue, 16 Feb 2021 07:50:36 +0000

چگونگی ایجاد اشتیاق برای درآمدزایی آکادمی پرایس اکشن جبل عاملی

https://priceactionteam.com/?p=38220

چگونگی ایجاد اشتیاق برای درآمدزایی یکی از چالش هایی است که معامله گران بعد از مدتی فعالیت در بازار با آن مواجه می شوند.

این موضوع از آن جهت خطرناک است که معامله گر هیچ انگیزه ای برای استفاده از دانش معامله گری در جهت کسب سود ندارد.

یعنی معامله گر اصلا اشتیاق و انگیزه ای برای معامله گرفتن و کسب سود ندارد.

در این مقاله علت ایجاد این موضوع را بررسی می کنیم و با راهکارهای عملی آن را برطرف می کنیم.

قبل از هر چیزی لازم است بدانیم اشتیاق به چه معناست؟!

تعریف اشتیاق و انگیزه

آیا برای شما اتفاق افتاده که برنامه ریزی کنید هفته ای یک کتاب بخوانید اما موفق نشوید؟!

اگر برنامه ریزی شما اصولی و صحیح بوده پس مشکل از چیست؟

پاسخ در یک کلمه خلاصه می شود: “اشتیاق و انگیزه

به زبان ساده تا زمانی شما اشتیاق و انگیزه انجام کاری را نداشته باشید محال ممکن است به طور منظم آن را انجام دهید.

پس اشتیاق را می توان اینگونه تعریف کرد:

اشتیاق و انگیزه یعنی چیزی که برای شما آنقدر مهم باشد تا هر کاری برای به دست آوردن آن انجام دهید.

در مثال قبل اگر اشتیاق کتاب خواندن در شما وجود داشت، شاید در یک هفته فراتر از انتظار خودتان حتی چند کتاب را می خواندید.

با توجه به این موضوع؛ تعریف اشتیاق درآمد زایی هم مشخص می شود.

یعنی شما به قدری به موفقیت مالی و کسب درآمد اهمیت دهید که برای پیشرفت های کوچک قدمهای بزرگ بردارید.

اما چرا اشتیاق روز اول بعد از مدتی در انسان ها خاموش می شود؟!

بررسی علت از بین رفتن اشتیاق و انگیزه

1.شرایط محیطی معامله گر

اغلب معامله گرانی که به این مشکل دچار می شوند، با خود بازار هیچ مشکلی ندارند بلکه اتفاقات گذشته یا حال بر ذهن شان تاثیر می گذارد.

این اتفاقات می تواند در ناراحتی ها و مشغله های فعلی یا سختی های گذشته زندگی باشد.

در هر دو صورت بعد از مدتی معامله با شور و شوق معامله گر دیگر حتی هفته ای یک بار هم به چارت نگاه نمی کند.

مثلا شخصی را در نظر بگیرید که در گذشته دچار ورشکستگی در کسب و کار خود شده و هر چند تصور می کند که این قضیه را فراموش کرده اما در ناخودآگاهش آن اتفاق زنده است و تک تک معاملاتش با نوعی ترس از تکرار ورشکستگی انجام می شود.

2.نداشتن هدف برای آینده

در شغل معامله گری هم دقیقا داستان همین است و اصلا به نوع بازار یا میزان سرمایه شما ارتباطی ندارد.

معامله گری که هدف ندارد، اشتیاقی هم برای انجام معامله ندارد و دائما با ناامیدی به نمودار نگاه می کند.

آیا با این شرایط می توان از بازار انتظار معجزه و سودهای آنچنانی داشت؟!!

یک راهکار ساده و سریع برای افزایش اشتیاق

یک کاغذ و خودکار بردارید و هدف خود را از فعالیت در شغل معامله گری به همراه دلایل قوی بنویسید.

هر چقدر که بتوانید دلایل قوی تر و منطقی تری را بنویسید به همان اندازه سطح انگیزه و اشتیاق شما هم بالاتر می رود.

اجازه دهید یک مثال از قدرت دلایل و ارتباط مستقیم آن با سطح انگیزه و اشتیاق بزنم.

فرض کنید یک تخته چوب به عرض نیم متر و طول 10 متر روی زمین قرار دارد.

آیا شما حاضر هستید که در ازای گرفتن 100 دلار از روی این تخته چوب عبور کنید؟ مسلما بله. چرا؟

چون انگیزه شما به خاطر دلیلی مشخص یعنی دریافت 100 دلار بالا رفته است و می خواهید که این کار را انجام دهید.

حالا اگر همین تخته چوب را بین دو ساختمان 40 طبقه قرار بدهند، چطور؟ آیا حاضر هستید در ازای دریافت 100 دلار باز هم از روی تخته چوب عبور کنید؟

اگر یکی از ساختمان ها آتش گرفته باشد و تنها راه نجات عبور از روی همین تخته چوب و رفتن به ساختمان بعدی، باشد چطور؟

مسلما در این لحظه بدون دریافت پول حاضر هستید از روی همان تخته چوب عبور کنید تا خود را نجات دهید.

در این مثال به راحتی می توانید درک کنید که سطح انگیزه چقدر ارتباط مستقیم به دلایل شما دارد.

پس اگر در مورد کاری که می خواهید انجام دهید انگیزه و اشتیاق ندارید، به دلایل خود نگاهی بیندازید.

حتما مقاله زیر که مرتبط با ترس از دست دادن در معامله گران است را بخوانید.

در پایان شما را به تماشای ویدیو توضیحات آقای جبل عاملی در مورد چگونگی ایجاد اشتیاق برای درآمدزایی دعوت می کنم.

جذب و استخدام ۲۰۰۰ تریدر برای اولین بار در ایران

جذب و استخدام ۲۰۰۰ تریدر برای اولین بار در ایران

وقتی درباره آمار موفقیت تریدرها داخل گوگل سرچ می کنیم، آماری که در اولین قدم می بینیم واقعا ناامید کننده است . این آمار برای تازه کارها، شاید ناامیدکننده باشد.

استارت آپ ایرانی به دنبال یک بستر است که ۲۰۰۰ نفر را شاغل و جذب کند.

آیا فقط در کشور های پیشرفته امکان جذب حداکثری وجود دارد ؟

آیا فقط بایدمهاجرت کرد تا جذب شرکت های بزرگ شویم ؟

آیا باز هم باید بارها و بارها اسم دبی ، سوئد و . را برای جذب بشنویم و این مسیر دشوار را طی کنیم ؟

به همه این سوالات در این مقاله می پردازیم . با ما تا انتهای این مقاله همراه باشید.

آمار موفقیت تریدرها بالای ۹۵ تا ۹۶ درصد می باشد. تریدرها معمولا در سال اول معامله گری، آنقدر ضرر می کنند که از بازار خارج می شوند.

دقت کنید: “در سال اول معامله گری”

بارها پیش آمده کسانی که در حال فعالیت هستند در ابتدای کار، سودهای بسیار زیادی را از بازار می گیرند.

حال این صحبت ما شامل دو دسته می شود:

دسته ای که ترید میکنند.

دسته ای که سرمایه گذاری می کنند.

ما با دو رویکرد به این حوزه نگاه می کنیم. رویکرد اول معامله گری و رویکرد دوم سرمایه گذاری . در مبحث سرمایه گذاری مردم عادی معمولا به سمت بازارهایی سوق پیدا می کنند که رشد بسیار زیادی داشته اند،

همانند بازارهایی همچون بورس داخلی، طلا، کریپتو و خودروهای خارجی.

وقتی مردم مشاهده می کنند که بازارها روند صعودی داشته و پول زیادی وارد بازار شده است، وارد آن بازار می شوند. اوایل کار سود زیادی می کنند و این خود یک استراتژی هست. اما بر اثر ارضای طمع خودشان ، سرمایه بیشتری را وارد بازار می کنند. شاید دو یا سه برابر سرمایه اولیه خودشون وارد بازار کنند.

از همان جا هست که ضرردهی شروع میشود.

سرمایه دیجیتال یک راهکاری بسیار جالبی برای این افراد دارد!

چه افرادی که در بازارهای جهانی و چه در کریپتو کارنسی هستند ،جزو سه دسته زیر قرار می گیرند :

دسته اول، افرادی که هم اکنون در داخل بازار ضررده هستند ولی خیلی آهسته خودشان را به جلو کشاندند و هنوز به نتیجه دلخواه نرسیدند.

افرادی که هنوز شروع نکرده اند و علاقه بسیار زیادی به این بازار دارند، در دسته دوم قرار دارند.

کسانی که از بازار با ضرر یا از دست دادن سرمایه از بازار خارج شده اند را دسته سوم و آخرین دسته می نامیم.

راز ماندگاری در این بازار و در نهایت موفقیت در این بازار از دست ندادن سرمایه و ادامه معامله گری با یک استیمنت ثابت ( نه ضررده و نه سودده ) در صرافی هست.

برای دسته اول باید دو مسئله گفته شود.

مسئله اول مدیریت سرمایه و مسئله دوم مدیریت ریسک.

فقط ۳۰ درصد موفقیت به تحلیل های درست برمی گردد و ۷۰ درصد مابقی به دو مسئله مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه برمی گردد.

سوالی که پرسیده می شود : پس مسئله روانشناسی چه می شود؟

مسئله روانشناسی در مسئله مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه گذاری نمود پیدا می کند و در آن دسته قرار می گیرد.

سرمایه دیجیتال دنبال یک بستر و یک فرصت هست که ۲۰۰۰ نفر را در این زمینه، شاغل و جذب کند.

از این افراد در ابتدا یک آزمون گرفته میشود و این افراد، افرادی هستند که معامله گر های خوبی هستند اما تا به حال سرمایه در گردش خوبی نداشتند تا منفعت خوبی را برای خود اولین قدم برای موفقیت در معامله‌گری کسب کنند.(شرکت در آزمون)

آزمونی که گرفته می شود، مشخص می کند که مسیری که تا به حال انتخاب کردند، مسیر درستی بوده است و یا نه.

بعد از موفقیت افراد دراین آزمون، مصاحبه می شوند و این افراد به عنوان تریدر با ما همکاری می کنند.

یک حساب کنترل شده با سرمایه مشخصی در یک پلتفرم به آنها داده میشود و حساب های معاملاتی آنها در مرور زمان چک و معاملات آنها رصد می شوند.

ما به عنوان منتور در کنار این معامله گران عزیز هستیم و این معامه گران حتی میتوانند حساب واقعی که خودشان هم اکنون بر روی آن ترید می کنند را در کنار حسابی که به آنها داده میشود، همزمان مدیریت کنند.

حال به به دسته دومی که می خواهند در این بازار شروع به فعالیت کنند، می پردازیم.

با توجه به تورم داخل کشورها و وضعیت نابسامان بابت تحریم های خارجی ها، کاهش تولید ناخالص و در مجموع پایین آمدن درآمد، راهکار ما برای کسانی که در آزمون قبول نشده اند، به این صورت است که با آن ها مصاحبه میشود تا ببینیم که با ذهنیت فعلی آن ها میتوانند به معامله گر تبدیل شوند.

اگر در مصاحبه مشخص شود که آنها ذهنیت معامله گری را دارند، میتوانند در یک دوره ۳ ماهه آموزش و ۹ ماهه کوچنگ و منتورینگ همراه با ما شوند.

بعد از این یک سال، میتوانند تصمیم بگیرند که آیا میخواهند با ما همراه شوند و با ما بمانند و یا اینکه خودشان به صورت مستقل برای خودشان کار کنند.

این تصمیم با خودشان هست. حتی می توانند به طور همزمان بر روی حساب خود و بر روی حساب مجزا کار کنند.

بخش عمده ای از نفراتی که با ما هستند، به این مهم دست پیدا می کنند.

تنها کاری که این دسته باید در طول یکسال انجام داده باشند، رعایت مدیریت سرمایه و ماندن در بازار است.

دوستانی هم که در این یک سال با ما همراه بودند و نتوانستند به این موقعیت برسند، اگر توانسته باشند که در این مدت با یادگیری مدیریت سرمایه و ساخت یک استیتمنت برای خود با تعداد معاملات بالا، سرمایه خود را حفظ کنند، تمام هزینه ای را که برای این دوره یک ساله را که به ما پرداخت کرده اند را ما به آن ها بر خواهیم گرداند.

زیرا این مسئولیت ماست که تشخیص دهیم از آنها معامله گر خوبی در می آیند یا نه.

کسانی که در این مسیر با ما هستند، هیچ ریسکی را تجربه نمی کنند. یا به یک تریدر تبدیل می شوند و برای شخص خودشان و یا اینکه برای مجموعه درآمد خوبی خواهند داشت و یا اینکه تمام هزینه ای که داده اند به آن ها باز خواهد گشت.

تمامی این تجربه هایی برای این نفرات، تجربه ای ارزشمند جهت تبدیل شدن به یک تریدر، چه هم اکنون و چه در آینده خواهد بود.

این مسیری است که سرمایه دیجیتال جهت پروژه کوچینگ دارد و هدف اول این پروژه، بدون اغراق و شعار کمک به تریدرها و مردم برای تبدیل شدن به یک تریدر تمام وقت خواهد بود که شاید بتوانند به سرمایه دیجیتال نیز کمک شایانی بکنند.

اولین قدم برای موفقیت در معامله‌گری

پروژه کوچینگ معامله گری

ما تو پروژه ی کوچینگ معامله گری در نظر داریم 2000 شغل جدبد با درآمد دلاری به شرح ذیل ایجاد کنیم :

برای رسیدن به این هدف و جذب افراد با استعداد یک آزمون ساده و مقدماتی طراحی کردیم تا شما رو محک بزنیم، تو طراحی این آزمون سعی شده به پایه ای ترین مسایل اولین قدم برای موفقیت در معامله‌گری که دانستنش برای هر معامله گری ضروری است بپردازیم. بنابراین حتی اگر فکر میکنید معامله گر موفقی هستید خودتون رو محک بزنید و از بالا به خودتون نگاه کنید.

اگر به 80% سوالات آزمون پاسخ صحیح بدهید از شما دعوت میشود تا برای مصاحبه و اقدامات نهایی تشریف بیارید.

یک سوالی تو این ازمون طرح شده که ارزش آن از مابقی سوالات بیشتر است و شما برای اینکه در این آزمون قبول بشید باید حتما به این سوال پاسخ صحیح دهید.

اگر تو این ازمون و مصاحبه قبول شدید با آغوش باز و خیلی سریع پذیرای شما هستیم اما نگران نباشید اگر قبول نشدید و تو این مسیر(معامله گری) هنوز نیاز دارید یاد بگیرید و دوست دارید در نهایت تو تیم سرمایه دیجیتال یا به تنهایی و یا زیر نظر سازمان دیگری به عنوان یک معامله گر در سطح معامله گران بانک های جهانی ترید کنید ما به شما آموزش میدیم و یکسال مداوم مثل یک مربی (کوچ) کنارتون هستیم و انقدر با شما هستیمممممم تا نتیجه بگیرید. تو این مسیر و برای اولین بار در ایران تضمین موفقیت هم میدیم شک نکنید مگه میشه استراتژی هایی که ماهان مازندرانی استفاده میکنه رو حضوری و عملی به شما آموزش بده و شما دقیقا اونارو انجام بدید بعد نتیجه نگیرید؟ تازه یک کوچ اختصاصی هم یکسال بذاره کنار دستتون تا هر مشکلی داشتید رو بر طرف کنه!

اما اگر موفق شدید و دوس داشتید همراه ما باشید شما رو به یک پلتفرم مدیریت سرمایه میبریم و بهتون حساب های معاملاتی مختلف از 1000 دلار تا 1 میلیون دلار $ میدیم تا زیر نظر ما با این حساب ها ترید کنید و تو درآمدش سهیم باشید تو این مرحله باز هم خدمات کوچینگ از طرف مجموعه ادامه دار خواهد بود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.