معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟


امیر شاملویی

معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟

گام اول : ناآگاهی از بی کفایتی

این اولین گامی است که بر می دارید هنگامی که شروع به معامله گری در بازارهای مالی می کنید. شما می دانید که این یک راه خوب برای پول درآوردن است چرا که شما خیلی در مورد آن شنیده اید و اینکه افراد زیادی در آن میلیونر شده اند. متاسفانه، درست مانند زمانی که می خواهید رانندگی یاد بگیرید فکر می کنید که آسان خواهد بود، مگر چقدر می خواهد سخت باشد؟ قیمت یا بالا می رود یا پایین، پس چه راز بزرگی می تواند وجود داشته باشد، بزن بریم پول در بیاریم !

متاسفانه درست مانند زمانی که اولین بار پشت ماشین می نشینید، سریعا می فهمید که هیچ ایده ای ندارید که چه باید بکنید. معاملات زیادی انجام می دهید و ریسک های زیادی می کنید. وقتی وارد یک معامله می شوید بازار در خلاف جهت شما بر می گردد بنابراین شما دوباره خلاف جهت وارد می شوید و بازار دوباره بر می گردد … و دوباره، و دوباره . شما ممکن است یک موفقیت اولیه داشته باشید، که این حتی بدتر است، چرا که به مغزتان می گوید این واقعا ساده است و شما شروع به ریسک بیشتر می کنید . برای اینکه ضررها را جبران کنی هربار که می خواهید وارد معامله شوید حجم را دوبرابر میکنید. این کار بعضی وقت ها جواب می دهد ولی در بیشتر موارد آسیب جدی به شما می زند. در این مرحله شما کاملا نسبت به بی کفایتی خود در معامله گری بی توجه هستید. این مرحله ممکن است یک یا دو هفته طول بکشد ولی بازار معمولا سریع است و شما وارد مرحله بعد می شوید .

گام دوم : آگاهی از بی کفایتی

مرحله دوم جایی است که شما می فهمید معامله گری به این سادگی ها هم نیست و شما احتمالا باید یک سری کارهایی انجام دهید. شما آگاهانه می فهمید که یک معامله گر بی تجربه هستید. شما مهارت یا بینش کافی برای سوددهی مستمر ندارید . شما آماده می شوید که کلی سیستم و کتاب تهیه کنید، و تمام وب سایت ها از سراسر دنیا را بخوانید. و جستجوی خود را برای یافتن سیستم جادویی آغاز می کنید .
در این دوره شما شبیه کوچ نشینان خواهید بود، شما دائما در حال پریدن از این روش به آن روش به صورت روزانه یا هفتگی هستید و هیچ سیستم را به مدت کافی تست نمی کنید که ببینید آیا واقعا جواب می دهد یا خیر . هر بار که با اندیکاتور تازه ای آشنا می شوید به وجد می آیید که این همان چیزی بود که دنبالش می گشتم . شما سیستم های اتوماتیک را در متاتریدر تست می کنید، شروع می کنید به کار کردن با میانگین های حرکتی، خطوط فیبوناچی، مقاومت ها و حمایت ها، پیوت ها، فراکتال ها، واگرایی ها، DMI ، ADX و صدها چیز دیگر به امید یافتن سیستم جادویی. شما دائما در حال جستجوی قله و کف حرکت ها هستید و می خواهید نقطه دقیق بازگشت را با اندیکاتورهای خود بیابید و در نهایت خود را در میان معاملات ضررده می بینید و حتی حجم آنها را اضافه می کنید چرا که مطمئن هستید تحلیلتان درست است . شما وارد فروم ها و چت روم ها می شوید و می بینید معامله گران دیگر در حال سود کردن هستند و می خواهید بدانید چرا شما نمی توانید . کلی سوال می پرسید، بعضی از آنها انقدر احمقانه هستند که وقتی به آن زمان برگردید تعجب می کنید. در نهایت شما به جایی می رسید که می گویید تمام افرادی که می گویند ما موفق هستیم دروغگو هستند. آنها نمی توانند آن مقدار که می گویند درآمد داشته باشند چرا که شما مطالعه کردید و نتوانستید. شما به اندازه آنها می دانید پس آنها دروغ می گویند. ولی روزها می گذرد و آنها آنجا هستند و حساب هایشان درحال افزایش است درحالی که شما ضرر می کنید . شما مثل یک پسر بچه عمل می کنید. معامله گران موفق به شما به رایگان پند می دهند ولی شما یک دنده هستید و فکر می کنید همه چیز را می دانید. شما هیچ نصیحتی را نمی پذیرید و معاملات بیش از حد روی حسابتان انجام میدهید با آنکه همه به شما می گویند از روی عصبانیت این کار را می کنید ولی شما بهتر می دانید. در ادامه شما پیشنهاد های معاملاتی دیگران را هم مدنظر قرار می دهید ولی برایتان جواب نمی دهد و برای تهیه سیگنال پول می دهید ولی باز هم ضرر می کنید . این مرحله ممکن است سالیان سال ادامه پیدا کند. در حقیقت با توجه به تجربه شخصی و صحبتی که با معامله گران دیگر شده، این مرحله به راحتی بیش از یک سال تا نزدیک ۳ سال ممکن است ادامه پیدا کند. همچنین این مرحله ای است که احتمالا شما به خاطر سرخوردگی محض این کار را رها خواهید کرد.
حدود ۶۰ درصد معامله گران تازه کار فارکس در ۳ ماه اول این کار را رها می کنند که البته این چیز خوبی است اگر قرار بود همه موفق شوند که همه ما میلیونر بودیم . ۲۰ درصد دیگر تا یک سال ادامه می دهند و سپس در ناامیدی ریسک هایی می کنند که مطمئنا حسابشان را نابود می کند که البته این اتفاق می افتد. و چیزی که ممکن است شما را شگفت زده کند این است که ۲۰ درصد دیگر حدود ۳ سال در این بازار باقی می مانند و فکر می کنند که دیگر به نقطه امن رسیدند ولی حتی بعد از ۳ سال تنها ۵ تا ۱۰ درصد باقی می مانند و شروع می کنند به کسب درآمد واقعی و ثابت . به هر حال اینها آمار واقعی هستند، نه حدس هایی که از ذهنم آمده، پس اگر ۳ سال است که در بازار هستید فکر نکنید که دیگر به نقطه امن رسیدید . افراد زیادی با من بر سر این زمان ها بحث کردند، و نکته جالب اینکه هیچکدامشان بیشتر از ۳ سال معامله گری نکردند، اگر شما فکر می کنید که بیشتر می فهمید از کسی که بیشتر از ۵ سال است که معامله گری می کند بپرسید چه مقدار زمان برده تا معامله گر حرفه ای شوید. مسلما استثناهایی هم وجود دارد ولی من تا به حال ندیدم . در نهایت شما شروع به بیرون آمدن از این مرحله می کنید. شما احتمالا بیش از آن چیزی که فکرش را می کردید از زمان و پول صرف آن کردید. احتمالا ۲ یا ۳ حساب بزرگ را از دست داده اید و چند بار رهایش کردید ولی معامله گری دیگر در خون شماست . یک روز، در یک لحظه شما وارد مرحله سوم می شوید .

گام سوم : لحظه اکتشاف

در پایان مرحله دوم شما شروع می کنید به فهمیدن اینکه، چیزی که تفاوت ایجاد می کند سیستم معاملاتی شما نیست. شما می فهمید که حتی با یک میانگین حرکتی ساده هم می توان پول درآورد اگر از لحاظ روانی و مدیریت سرمایه درست عمل کنید. شما شروع می کنید به خواندن کتاب هایی در زمینه روانشناسی معامله گری و شخصیتی که در آن کتاب ها بیان می شود را در خود می بینید و نهایتا لحظه اکتشاف فرا می رسد . لحظه اکتشاف باعث ایجاد ارتباط نورونی جدید در مغز می شود. شما ناگهان می فهمید که نه شما و نه هیچ کس دیگر نمی تواند به درستی پیش بینی کند ۱۰ ثانیه دیگر چه اتفاقی در بازار می افتد چه برسد به ۲۰ دقیقه دیگر . با توجه به درک این موضوع، شما دیگر برایتان مهم نیست دیگران چه فکری می کنند، این خبر خاص چه تاثیری می گذارد، و آن اتفاق چه تغییری در بازار ایجاد می کند. شما تبدیل به شخصی مستقل با روش معاملاتی خاص خود می شوید . شما شروع به کار کردن با تنها یک روش معاملاتی می کنید که در وجودتان ذوب شده ، احساس خوشحالی می کنید و حد ریسک خود را تعیین می کنید . شما شروع می کنید به انجام هر معامله ای که سیستم معاملاتی به شما نشان می دهد و درصد موفقیت خوبی هم دارد. وقتی معامله در ضرر می رود شما عصبانی نمی شوید چرا که می دانید شما نمی توانید ۱۰۰ درصد درست پیش بینی کنید، و معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ ایراد از شما نیست. معامله بعدی یا معامله بعد از آن درصد موفقیت بیشتری دارد چرا که شما میدانید سیستمتان کار می کند . بررسی موفقیت تک تک معاملات را متوقف می کنید و شروع به نگاه به نتایج هفتگی یا ماهیانه می کنید چرا که می دانید یک معامله ضرر ده باعث نمی شود که سیستم معاملاتی شما ضعیف باشد . شما در یک لحظه می فهمید که معامله گری تنها در مورد یک موضوع است – ثبات در لبه معاملاتی شما (فراچارت: اصطلاح trading edge را خیلی ساده بخواهیم تعریف کنیم به معنای شرایط و استراتژی ورود و خروج از معاملات می باشد) و نظم در انجام همه معاملاتی که سیستم معاملاتی شما سیگنال می دهد چرا که احتمال موفقیت به نفع شماست . در مورد مدیریت سرمایه، لوریج مناسب، ریسک و غیره می آموزید و در این زمان کاملا در آن حل می شوید و یک سال قبل را بیاد می آورید که افرادی همین نصیحت ها را با خنده به شما می کردند. آن زمان شما آماده نبودید، ولی الان هستید. لحظه اکتشاف زمانی حاصل می شود که شما واقعا بپذیرید که نمی توانید بازار را پیش بینی کنید .

گام چهارم : شایستگی خودآگاه

شما هر زمان که سیستمتان می گوید وارد معامله می شوید. شما ضرر را به راحتی همانند زمانی که سود می کنید می پذیرید . می گذارید معاملات در سودتان به سوی هدف تعیین شده بروند و ریسک هایش را هم می پذیرید چرا که می دانید سیستمتان بیشتر سود می دهد تا ضرر و وقتی معامله در ضرر می رود شما به راحتی آن را می بندید . شما الان در نقطه ای هستید که در اکثر روزها سر به سر هستید ، شما هفته هایی دارید که ۱۰۰ دلار سود کردید و هفته هایی که ۱۰۰ دلار ضرر کردید – به طور کلی سر به سر هستید و ضرر نکردید. شما اکنون آگاه هستید که معاملاتی انجام میدهید که عموما خوب هستند. شما هنوز باید روی سیستمتان کار کنید ولی همین طور که ادامه میدهید شما شروع می کنید به اینکه به صورت ثابت بیشتر سود کنید تا ضرر . روز را با ۲۰ دلار سود شروع می کنید، در ادامه ۳۵ دلار ضرر می کنید و هیچ احساس ناراحتی از آن ندارید چرا که می دانید دوباره این پول به شما بر می گردد. شما حالا شروع معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ می کنید به پول درآوردن هر هفته به صورت ثابت، یک هفته ۲۵ دلار، یک هفته ۵۰ دلار و این مرحله حدود ۶ ماه طول می کشد .

گام پنجم : شایستگی ناخودآگاه

دیگر همه چیز عالی است. درست مانند رانندگی کردن، هر روز پشت میزتان می نشینید و معامله می کنید. شما همه چیز را به صورت ناخودآگاه انجام می دهید. در حالت اتوماتیک قرار گرفته اید. شما شروع می کنید به انجام معاملات بزرگ و در یک روز ۲۰۰ پیپ میگیرید و این شما را بیشتر از اینکه یک پیپ گرفته باشید خوشحال نمی کند . شما افراد تازه کار را در فروم ها می بینید که داد می زنند: “برو دلار برو” مثل اینکه سوار بر اسب هستند و می خواهند مسابقات ملی را برنده شوند. شما خودتان را در آن ها می بینید البته خیلی سال پیش . این است سر منزل مقصود در معامله گری ، شما در کنترل احساسات خود استاد شده اید و حالا یک معامله گر موفق هستید با حسابی که به سرعت در حال افزایش است . معامله گری دیگر برای شما هیجان انگیز نیست، در واقع می توان گفت کمی خسته کننده است، مانند هر چیز دیگر در زندگی که در آن استاد می شوید و یا به عنوان شغل انجام می دهید، بعد از مدتی خسته کننده می شود. شما دارید کارتان را انجام می دهید . شما تمام مدت به دنبال اصلاح سیستم معاملاتی خود هستید که بیشترین سود را ببرید در حالی که ریسک خود را افزایش نمی دهید . سیستم معاملاتی شما تغییر نمی کند، فقط در حال بهتر شدن است. این همان چیزیست که به آن می گویند: “شهود ”.

شما حالا با سری برافراشته می توانید بگویید که یک معامله گر حرفه ای هستید، البته در واقع انقدر هم برایتان مهم نیست که به همه بگویید چرا که این هم یک شغل است مانند شغل های دیگر . امیدوارم از خواندن این مقاله که سفری بود به ذهن یک معامله گر لذت برده باشید و همچنین نکات مفیدی به دست آورده باشید . به یاد داشته باشید تنها ۵ درصد موفق می شوند، ولی دلیل آن توانایی آنها نیست بلکه پافشاری آنها و توانایی آنها در تغییر ادراک و الگوهای قدیمی است چرا که با تجربه ای جدید مواجه می شوند که کاملا با تجربیات و الگوهای قدیمی شکل گرفته در مغزشان متفاوت است . بازندگان افرادی هستند که می خواهند سریع پولدار شوند ولی بعد از حضور در بازار بعد از ۶ ماه چشم بندی به چشم خود می زنند که نمی توانند واقعیت ها را ببینند، و می گویند من به این روش می خواهم ببینم و همین درست است و حاضر به پذیرش اطلاعاتی که باعث تغییر دیدگاهشان میشود، نیستند . من خوشحالم که به شما بگویم که من هم با طرز تفکر “پولدار شدن سریع” وارد معامله گری شدم. ولی الان معامله گری را “پولدار شدن آهسته” می بینم . اگر شما به فکر رها کردن معامله گری هستید من فقط یک نصیحت برای شما دارم :

از خودتان بپرسید: “چند سال حاضر هستی به دانشگاه بروی اگر بدانی در آینده شغلی خواهی داشت که در نهایت سالانه یک میلیون دلار درآمد دارد؟

استفاده از دستورهای حد ضرر در معاملات فارکس

حرکت‌های بازار می‌توانند غیرقابل پیش بینی باشند، و حد ضرر، یکی از مکانیزم‌های معدودی است که معامله‌گران برای محافظت از معاملات خود در برابر زیان‌های زیاد در بازار فارکس باید آن را در نظر داشته باشند. حد ضرر‌ها در فارکس به شکل‌ها و روش‌های کاربردی مختلفی وجود دارند.

در این درس شکل‌های مختلف حد ضرر از جمله حد ضرر ثابت (static stops) و حد ضرر متحرک (trailing stops) مطرح می‌شوند. همچنین اهمیت حد ضررها در معاملات فارکس نشان داده می‌شود.

حد ضرر چیست؟

حد‌‌ضرر فارکس عملکردی است که توسط بروکرها ارائه می‌شود تا در بازارهای نوسانی‌‌ای که بر خلاف جهت معامله اولیه حرکت می‌کنند، بتوانند زیان‌ها را محدود بسازند. این عملکرد می‌تواند با تعیین معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ یک سطح حد ضرر انجام شود؛ حد ضرر مقدار مشخصی پیپ است که پایین‌تر یا بالاتر از قیمت ورودی است. حدضرر می‌تواند در خرید و فروش به کار برده شود و آن را به یک ابزار مفید برای هر استراتژی معاملاتی فارکس تبدیل کند.

چرا دستور حد ضرر مهم است؟

حد ضررها به دلایل متعددی بسیار مهم هستند، اما در واقع همه‌ی آنها را می‌توان در یک مورد خلاصه کرد: ما هرگز نمی‌توانیم آینده را ببینیم. صرف نظر از اینکه ست آپ چقدر ممکن است قدرتمند باشد یا چه مقدار از اطلاعات ممکن است درست باشند، قیمت آینده‌ی ارزها برای بازار نامعلوم است و انجام هر معامله‌‌ای، یک ریسک است. در تحقیقات مربوط به ویژگی‌های معامله‌گرانِ موفق، که در سایت DailyFX انجام شد، این موضوع که معامله‌گران معمولاً در اکثر مواقع در بسیاری از جفت ارزها سود می‌کنند، یک یافته ی مهم در نظر گرفته شد. نمودار زیر بعضی از جفت ارزهای متداول‌تر را نشان می‌دهد.

مربوط به مقاله حد ضرر

همانطور که مشاهده می‌کنید، در بیشتر از نصف مواقع در جفت ارزهای متداول، معامله‌گران به طور موفقیت آمیزی برنده شده‌اند، اما به دلیل اینکه مدیریت پولشان بد بوده، باز هم به طور کلی ضرر می‌کنند.
معامله گران وقتی که اشتباه کرده‌اند (رنگ قرمز) نسبت به وقتی که درست عمل کرده‌اند (رنگ آبی)، بیشتر ضرر کرده‌اند.

مربوط به مقاله حد ضرر

دیوید رودریگز (David Rodriguez) در مقاله خود با عنوان چرا بسیاری از معامله‌گران پول خود را از دست می‌دهند، توضیح می‌دهد که معامله‌گران می‌توانند با پیدا کردن یک هدفِ سود که حداقل تا جایی که امکان دارد از حد ضرر آنها دورتر باشد، به راحتی راه حل این مشکل را پیدا کنند. یعنی اگر یک معامله‌گر پوزیشنی را با ۵۰ پیپ حد ضرر باز کند، حداقل باید به دنبال هدف سود ۵۰ پیپ باشد.
بدین ترتیب، اگر یک معامله‌گر بیش از نصف مواقع موفق شود، فرصت خوبی برای سودآوری دارد. اگر معامله‌گر بتواند در ۵۰% معاملاتش موفق شود، احتمالاً می‌تواند یک سود خالص به دست آورد، که برای اکثریت معامله‌گران یک گام قدرتمند به سوی اهدافشان محسوب می شود.

استراتژیهای حد ضرر فارکس

در ادامه ۵ استراتژی برای استفاده در معاملات فارکس در هنگام ثبت دستورهای حد ضرر، ارائه شده است:

۱. تعیین حد ضررهای ثابت

معامله‌گران می‌توانند با پیش بینی تخصیص حد ضرر، دستورهای حد ضرر را با یک قیمت ثابت تنظیم نمایند و تاوقتیکه معامله به قیمت توقف یا سفارش لیمیت نرسیده است، حد ضرر خود را جابه جا نکنند و آن را تغییر ندهند.

سادگی مکانیزم حد ضرر و همچنین به خاطر اینکه به معامله‌گران این امکان را می دهد تا از حداقل نسبت ریسک به ریوارد یک به یک اطمینان یابند، باعث سهولت استفاده از آن شده است.
برای مثال، یک نوسانگیر را در کالیفرنیا درنظر بگیریم که با پیش بینی اینکه نوسان در طی نشست‌های اروپایی و آمریکایی بر معاملات آنها بیشترین تاثیر می‌گذارد، پوزیشن‌هایی را در طی نشست آسیایی شروع می‌کند. این معامله‌گران می‌خواهند به معاملاتشان فضای کافی برای عملکرد بدهند، بدون اینکه در رویدادهایی که اشتباه هستند، اکوئیتی (equity) زیادی از دست بدهند.

بنابراین یک حد ضرر ثابت ۵۰ پیپ را برای هر پوزیشنی که شروع می‌کنند، تعیین می‌کنند. آنها می‌خواهند هدف سود را حداقل تا فاصله‌ی دستور توقف تعیین کنند، بنابراین هر سفارش لیمیت (limit order) برای حداقل ۵۰ پیپ تعیین می‌شود. اگر معامله‌گر بخواهد برای هر ورودی، یک نسبت ریسک به ریوارد دو به یک را تعیین کند، به راحتی می‌تواند یک حدضرر ثابت را در ۵۰ پیپ تعیین کند و برای هر معامله‌‌ای که شروع می‌کند، یک سفارش لیمیت ثابت را در ۱۰۰ پیپ تعیین می‌کند.

۲. حد ضررهای ثابت براساس اندیکاتورها

بعضی از معامله‌گران در مورد استفاده از دستورهای توقف ثابت، یک گام فراتر می‌روند و بر اساس یک اندیکاتور مانند میانگین محدوده واقعی (Average True Range) فاصله‌ی حد ضرر ثابت خود را تعیین می‌کنند. فایده‌ی اولیه‌ی این کار این است که معامله‌گران از اطلاعات واقعی بازار برای کمک به تعیین آن حد ضرر استفاده می‌کنند. بنابراین، اگر یک معامله‌گر، حد ضرر ثابت ۵۰ پیپ با سفارش لیمیت ثابت ۱۰۰ پیپ در مثال قبلی را تعیین کند، آن حد ضرر ۵۰ پیپ در یک بازار نوسانی چه معنایی داشته و در یک بازار آرام چه معنایی خواهد داشت؟

اگر بازار کاملاً آرام باشد، ۵۰ پیپ می‌تواند یک حرکت بزرگ باشد و اگر بازار نوسانی باشد، آن ۵۰ پیپ می‌تواند یک حرکت کوچک در نظر گرفته شود. استفاده از یک اندیکاتور مانند میانگین محدوده واقعی، نقاط پیوت یا نوسان‌های قیمت می‌توانند به معامله‌گران این امکان را بدهند که از اطلاعات اخیر بازار استفاده کنند تا به طور صحیح تری گزینه‌های مدیریت ریسکشان را آنالیز کنند. میانگین محدوده واقعی می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تادستورهای توقف‌ را با استفاده از اطلاعات اخیرِ بازار تعیین کنند.

مربوط به مقاله حد ضرر

۳. حد ضرر متحرک دستی (Manual Trailing Stops)

برای معامله‌گرانی که می‌خواهند معاملات خود را بهتر کنترل کنند، هنگامیکه پوزیشن به نفع معامله‌گران حرکت می‌کند، معامله‌گران می‌توانند حد ضررهای فارکس خود را به صورت دستی جابه‌جا کنند.
نمودار زیر جابه‌جایی حد ضررها را در یک پوزیشن فروش نشان می‌دهد. هر چه پوزیشن، بیشتر در جهت معامله حرکت می‌کند (پایین تر رود) معامله‌گر سطح استاپ را به پایین‌تر جابه‌جا می‌کند. وقتی که روند معکوس می‌شود (و سقف‌های جدید تشکیل می‌شوند) در نهایت پوزیشن بسته می‌شود.

معامله‌گر در یک روند نزولی قدرتمند، حد ضرر‌ها را در سقف‌های نوسان پایین‌تر قرار می‌دهد.

مربوط به مقاله حد ضرر

۴.حدضرر معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ متحرک (Trailing Stop)

اشاره به این نکته مهم است که بعضی از کشورها به بروکرها (کارگزاری ها) این اجازه را می‌دهند که عملکرد حد ضرر متحرک را اعمال کنند.
حد ضررهای ثابت می‌توانند روش معامله‌گران جدید را به طور چشمگیری بهبود بخشند، اما سایر معامله‌گران از حد ضررها به روش‌های دیگری استفاده می‌کنند تا مدیریت پول خود را به حداکثر برسانند.

حد ضررهای متحرک دستورهای توقفی هستند که زمانی تنظیم می‌شوند که معامله به نفع معامله‌گر حرکت می‌کند، تا در صورتی که معامله‌گر در جهتِ اشتباه وارد شده باشد، ریسک نزولی را بیشتر کاهش دهد.
برای مثال فرض کنیم که یک معامله‌گر در نقطه‌ی ۱.۱۷۲۰ یک پوزیشن خرید را بر روی جفت ارز EUR/USD، با حد ضرر ۱۶۷ پیپ در نقطه ۱.۱۵۵۳ باز کرده است. اگر معامله از ۱.۱۷۲۰ معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ به سمت بالا حرکت کند، معامله‌گر می‌تواند دستور حد ضرر خود را از نقطه ۱.۱۵۵۳ تا نقطه‌ی ۱.۱۷۲۰ جابه‌جا کند (تصویر زیر را مشاهده کنید).

این کار چند فایده برای معامله‌گر دارد: این کار دستور حد ضرر را به قیمت ورودی منتقل می‌کند که به آن، نقطه‌ی “سربه‌سر” ( ‘break-even) گفته می‌شود. بنابراین اگر جفت ارز EUR/USD برگردد و برخلاف معامله‌گر حرکت کند، حداقل ضرر نکرده است چرا که حد ضرر وی در قیمت اولیه ورود تنظیم شده است.
این دستور توقف در نقطه سربه‌سر به معامله‌گر این امکان را می‌دهد تا ریسک اولیه خود در معاملات را از بین ببرند.

پس از آن، معامله‌گر می‌تواند به دنبال قرار دادن آن ریسک در یک فرصت معاملاتی دیگر باشد، یا صرفاً دیگر آن مقدار ریسک را در نظر نگیرد و از پوزیشن حفاظت شده‌ی خود در معامله‌ی خریدِ جفت ارزِ EUR/USD لذت ببرد.

دستورهای توقف در نقطه‌ی سربه‌‌سر می‌توانند به معلامله‌گران کمک کنند که ریسک اولیه را از معاملاتشان حذف کنند.

مربوط به مقاله حد ضرر

۵.حدضررهای متحرک با مقدار ثابت (Fixed Trailing Stops)

معامله‌گران همچنین می‌توانند حدضررهای متحرک را به نحوی تعیین کنند که دستور توقف به صورت پله‌‌ای تنظیم شود. برای مثال، معامله‌گران می‌توانند دستورهای توقف را به نحوی تعیین کنند که با حرکت هر ۱۰ پیپ به نفع آنها، تنظیم شوند. برای مثال یک معامله‌گر، جفت ارز EUR/USD را در نقطه ۱.۳۱۰۰ با دستور توقف اولیه در نقطه ۱.۳۰۵۰ می‌خرد. بعد از اینکه جفت ارز EUR/USD به ۱.۳۱۱۰ می‌رسد، دستور توقف تا ۱۰ پیپ بالاتر و در نقطه‌ی ۱.۳۰۶۰ تنظیم می شود.

بعد از اینکه قیمت، ۱۰ پیپ بالاتر می رود و برای جفت ارز EUR/USD به ۱.۳۱۲۰می رسد، دستور توقف هم یک مرتبه دیگر، ۱۰ پیپ جابه جا می شود و در نقطه ۱.۳۰۷۰ تنظیم می‌شود. این فرایند تا وقتی ادامه می‌یابد که قیمت به سطح توقف برسد یا معامله‌گر به طور دستی معامله را ببندد.

حد ضررهای متحرک با مقدار ثابت به صورت پله‌‌ای توسط معامله‌گر تعیین می‌شوند.

اگر معامله از آن نقطه معکوس معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ شود، پوزیشن معامله‌گر، برخلاف دستور توقف اولیه‌‌ای که در نقطه ۱.۳۰۵۰ قرار داده بود، در نقطه‌ی ۱.۳۰۷۰ متوقف می‌شود و ۲۰ پیپ سود در این معامله، سِیو می شود (نجات پیدا میکند). اگر این دستور توقف تنظیم نشده بود این ۲۰ پیپ سود به دست نمی آمد.

معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟

نسبت ریسک به ریوارد یا سود به زیان چیست؟

نسبت ریسک به ریوارد یا سود به زیان چیست؟

ریسک مجاز در هر معامله چقدر است؟

در هر معامله فارکس چقدر باید ریسک کنیم؟

دراودان چیست؟ و حداکثر دراودان در فارکس به چه معنی است؟

دراودان چیست؟ و حداکثر دراودان در فارکس به چه معنی است؟

در این مقاله قصد داریم به مفهوم دراودان بپردازیم. یکی از مفاهیم پایه که در مدیریت ریسک معاملات باید به…

حداقل سرمایه لازم برای ورود به فارکس چقدر است؟

حداقل سرمایه لازم برای ورود به فارکس چقدر است؟

هیکین آشی چیست؟

هیکین آشی چیست؟

هیکین آشی؟ احتمالاً با این سه نوع نمودار معروف آشنا هستید: نمودار خطی ، نمودار میله ای و نمودار شمعی…

با پیوت پوینت وودی، کاماریلا و فیبوناچی آشنا شوید

با پیوت پوینت وودی، کاماریلا و فیبوناچی آشنا شوید

روش استاندارد محاسبه نقاط پیوت تنها راه محاسبه نقاط پیوت نیست. معامله گران روی بهبود روش شناسایی نقطه پیوت اصلی…

چگونه از نقاط پیوت برای بررسی تمایلات بازار استفاده کنیم؟

چگونه از نقاط پیوت برای بررسی تمایلات بازار استفاده کنیم؟

چگونه از نقاط پیوت برای معامله شکست ها استفاده کنیم؟

چگونه از نقاط پیوت برای معامله شکست ها استفاده کنیم؟

چگونه از نقاط پیوت برای معاملات رنج استفاده کنیم؟

چگونه از نقاط پیوت برای معاملات رنج استفاده کنیم؟

ساده ترین راه برای استفاده از سطوح پیوت پوینت در معاملات فارکس استفاده از آنها دقیقاً مشابه سطوح حمایت و…

چگونه پیوت پوینت را محاسبه کنیم؟

چگونه پیوت پوینت را محاسبه کنیم؟

در درس قبلی توضیح دادیم که پیوت پوینت چیست. در این درس به نحوه محاسبه پیوت پوینت می پردازیم. نقطه پیوت و…

استراتژی‌های جذاب معاملاتی پرایس اکشن

اسراتژی معاملاتی پرایس

استراتژی‌های معاملات پرایس اکشن تنها به تفسیر کندل ها، الگوهای کندل استیک، حمایت و مقاومت، تحلیل معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ پیوت پوینت، تئوری موج الیوت و الگوهای نمودار بستگی دارد. این استراتژی‌ها اغلب با تحلیل قیمت و حجم (VPA) که در آن حجم با پرایس اکشن تفسیر می‌شود تا تصویر شفاف‌تری از وضعیت سهام نشان داده شود، اشتباه می‌شوند.

در این مقاله به بررسی تعدادی از بهترین استراتژی‌ها و الگوهای پرایس اکشن می‌پردازیم تا دید بهتری بدست آورید

آموزش ارز دیجیتال به صورت غیرحضوری و کاملا جذاب است

6 استراتژی معاملات پرایس اکشن:

outside bar در حمایت یا مقاومت

یک مثال در مورد outside bar صعودی برای افرادی که با outside bar آشنا نیستند، زمانی است که کف قیمت فعلی از کف قیمت روز گذشته بالاتر باشد، اما افزایش قیمت‌ها و نقاط بسته شدن بالای سقف قیمت روز قبل باشند.

مثال نزولی این مورد همان تنظیمات است، برعکس پرایس اکشن.

آموزش ارزهای دیجیتال با تدریس استاد کریمی شاد ، برای ارتباط بیشتر به لینک سوپر دوره ارز دیحیتال مراجعه نمایید

6 استراتژی پرایس اکشن

بنابراین، موضوع تنها به یافتن یک کندل استیک بیرونی و قرار دادن یک معامله مربوط نمی‌شود. همان‌گونه که در نمودار بالای NIO مشاهده می‌کنید، بهتر است تا یک روز بیرونی پس از یک شکست بزرگ در روند را شاهد باشید. در مثال NIO، برای تقریباً 3 ساعت در یک نمودار 5 دقیقه‌ای پیش از شروع شکست، شاهد روند صعودی بودیم.

پس از شکست، NIO با یک روز نزولی بیرونی (outside down day) پایان یافت که در بعدازظهر به فروش منجر شد.

جهشی در سطح حمایت

جهش زمانی اتفاق می‌افتد که یک سهام کف یک رنج معاملاتی را تست کند تا فوراً به رنج بازگردد و روند جدید را تغییر دهد. بر اساس آنچه Jim Forte گفته است: جهش‌ها، سقوط‌ها و تست‌ها معمولاً در اواخر رنج معاملاتی روی می‌دهند و به بازار و بازیکنان غالب آن اجازه می‌دهند تا سرمایه موجود را به‌صورت قاطع پیش از آغاز یک کمپین افزایش قیمت تست کنند.

حجم می‌تواند زمانی که یک جهش تأیید می‌شود کمک‌کننده باشد؛ با این‌وجود تمرکز این مقاله بر بررسی استراتژی‌های معاملات پرایس اکشن است تا به کندل استیک‌ها نیز توجه کنیم.

تفسیر غلط و رایج جهش‌ها در میان معامله‌گران، انتظار کشیدن برای آخرین کف جهش برای نفوذ است. برای روشن شدن مطلب، در صورتی یک جهش می‌تواند رخ دهد که قیمت سهام به 1% تا 2% کف سوئینگ برسد.

تنظیمات معاملاتی به‌ندرت مطابق خواسته‌های شما پیش می‌روند، بنابراین وسوسه برای چند سنت اهمیتی ندارد. برای درک بیشتر لطفاً به مثال زیر از تنظیمات یک جهش توجه کنید.

جهش در سطح حمایت

بازگشت جهش

توجه کنید که تاکنون به کف قبلی نفوذی صورت نگرفته است، اما با توجه به پرایس اکشن می‌توان گفت که سهام از کف قیمت بازگشت داشته است. ازاین‌رو، یک معامله طولانی صورت گرفته است.

inside bar ها پس از شکست

inside bar ها زمانی اتفاق می‌افتند که کندل استیک‌ها بسیاری با شروع پرایس اکشن با یکدیگر جمع شده‌اند تا ناحیه حمایت یا مقاومت ایجاد کنند. کندل استیک‌ها زمانی که معامله‌گران حاکم بازار معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ را تحت‌فشار قرار می‌دهند تا سهام بیشتری را در خود جمع کند، درون سقف یا کف یک نقطه سوئینگ قرار خواهند گرفت.

ازنظر تئوری، چیزی شبیه شکل زیر ایجاد می‌شود:

falling three raising

برای به تصویر کشیدن مجموعه‌ای از inside bar ها پس از یک شکست، لطفاً به نمودار روزانه NIO نگاهی بیندازید.

inside bar پس از شکست

این نمودار NIO کاملاً منحصربه‌فرد است زیرا پس از تلاش چهارم یا پنجم برای کاهش سقف قیمت، بازار شاهد یک شکست بود. سپس inside bar ها حاضر به پس دادن سودهای به‌دست‌آمده از شکست نشدند. سپس NIO در ادامه روز همچنان افزایش یافت.

لطفاً توجه کنید که inside bar ها نیز می‌توانند پیش از یک شکست روی دهند که این موضوع احتمالات را در مورد این‌که بازار به ناحیه مقاومت برسد را تقویت می‌کند.

مزیت دیگر inside bar ها این است که ناحیه حمایتی برای شما ایجاد می‌کند تا حد خود را در زیر آن قرار دهید. به‌ این‌ترتیب حد را در یک اندیکاتور یا کف یک کندل استیک قرار نمی‌دهید.

این یک استراتژی متداول است. این پول بک‌ها سریع اغلب حرکت‌های بالاتر قیمت را پیش‌بینی می‌کنند.

کندل هایی با سایه بلند

کندل استیک با سایه بلند، یک تنظیم معاملات روزانه رایج دیگر است. به این کندل‌ها اغلب کندل‌های چکش یا ستاره دنباله‌دار می‌گویند.

این تنظیمات شامل یک گپ بالا یا پایین در صبح می‌شود که فشاری پس‌ازآن وجود دارد که پس‌ازآن فروکش می‌کند. این پرایس اکشن یک سایه بلند ایجاد می‌کند. بیشتر مواقع، این پرایس اکشن احتمالاً دوباره تست می‌شود.

علت این است که بسیاری از معامله‌گران، دیر وارد این پوزیشن‌ها می‌شوند که سبب شکست آن‌ها در معامله هنگام بازگشت می‌شود. زمانی که مجبور به فروش می‌شوند، فشار متقابل کاهش خواهد یافت و بازار مجدداً صعودی خواهد شد. این موضوع معمولاً به یک افزایش مجدد منجر می‌شود.

اکنون به ذکر چند مثال می‌پردازیم:

کندل با سایه بلند

آیا در این نمودارهای می‌توانید پرایس اکشن موجود را ببینید؟

توجه کنید که NIO پس از سایه‌های بلند، تعدادی insider bar را در جهات مختلف پیش از شکست ایجاد می‌کند. پس‌ازاین شکست، بازار در جهت روند جدید به حرکت ادامه خواهد داد.

اندازه‌گیری طول سوئینگ‌های روزانه

آیا تاکنون عبارت «تاریخ خود را تکرار می‌کند» را شنیده‌اید؟ معامله‌گری نیز مشابه آن است.

به‌عنوان یک معامله‌گر این‌که اجازه دهید تا احساسات و امید شما بر منطقتان غلبه کند کار ساده‌ای است. قصد ما این است تا نمودار قیمت و منابع را بررسی کنیم.

واقعیت همیشه به این شکل نیست.

معامله‌گران در بازارهای موردعلاقه خود زندگی کرده و نفس می‌کشند. با توجه به سطح درست سرمایه‌داری، این معامله‌گران منتخب می‌توانند نوسانات قیمت این سهام را نیز کنترل کنند.

با دانستن این موضوع، برای درک بهتر پرایس اکشن سهامی که با آن‌ها به‌صورت روزانه آشنا نیستید، چه می‌توانید انجام دهید؟

اندازه‌گیری سوئینگ‌های قیمت روزهای گذشته، بهترین نقطه برای شروع است.

زمانی که تحلیل را آغاز می‌کنید، متوجه می‌شوید که درصد مشخصی از حرکت‌ها در نمودار مشاهده خواهند شد. برای مثال، شاید متوجه شوید که پنج حرکت آخر بازار همه 5% تا 6% بودند.

اگر شما به معاملات سوئینگ مشغول هستید، رنجی بین 18% تا 20% را شاهد هستید. در انتها نباید انتظار داشته باشید تا بازارها شاهد سوئینگ دو تا سه برابر سوئینگ‌های پیشین خود باشند.

مطمئناً بازار محدودیتی ندارد و می‌تواند روزهای آرامی نیز داشته باشد. با این‌وجود بهتر است که احتمالات را در نظر بگیریم و بزرگ‌ترین فرصت را با ریسک کردن برای کسب سود مقایسه کنیم. در درازمدت همیشه آهسته و پیوسته پیش رفتن برنده است.

برای به تصویر کشیدن این نکته نمودارها را بررسی می‌کنیم.

اندازه گیری سوئینگ‌های روزانه

سوئینگ‌ها را ارزیابی کنید

توجه کنید که NIO در یک دوره 2 هفته‌ای چطور سوئینگ‌های فراوانی را تجربه کرد. با این‌وجود، هر سوئینگ به‌طور متوسط 1-2 دلار بود. بااینکه تصویری از 5 معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ دقیقه NIO را مشاهده می‌کنید، در هر بازه زمانی رابطه قیمتی یکسانی را شاهد هستید.

آیا ازنظر شما به‌عنوان یک معامله‌گر منطقی است که در هر معامله روزانه انتظار سود 5-10 یا 15 دلاری داشته باشید؟ گاهی بازار شاهد چنین شرایطی است، اما پیش از این‌که چنین شرایطی رخ دهد احتمالاً حرکت‌های قیمت 1-2 دلاری بیشتری وجود خواهد داشت.

در آن زمان، اگر بتوانید هر یک از این سوئینگ ها را با موفقیت معامله کنید، همان تأثیر را از انجام معامله موفق بدون ریسک و سردرد خواهید گرفت.

بازگشت باقیمت کم

در مورد فیبوناچی به‌طور مختصر باید گفت که می‌تواند ابزار مفیدی در معاملات پرایس اکشن باشد. ساده‌ترین شکل آن که بازگشت کمی دارد اثبات مثبت است که در آن روند قوی است و احتمال ادامه آن وجود دارد.

بازگشت باقیمت کم

بازگشت کوچک‌تر

این موضوع در صورتی صحیح است که از بازه زمانی 11 صبح فراتر روید زیرا شکست‌ها پس از صبح با شکست مواجه هستند؛ بنابراین، برای فیلتر کردن این نتایج، باید روی سهامی تمرکز کنید که در جهت درست و بدون پول بک‌های کوچک‌تر روند داشته‌اند.

بهره‌برداری از زمان

منظور از معامله این است که چه کسی می‌تواند سود را از edge در بازار تشخیص دهد. با اینکه بررسی نمودارها و برنده‌های پیشین کار ساده‌ای است، اما این کار به‌صورت لحظه‌ای دشوار است. درواقع بازار شبیه بازی موش و گربه است.

تنظیم‌های اشتباه میان کمیت‌ها و پول هوشمند همه‌جا دیده می‌شود.

شما به‌عنوان یک معامله‌گر پرایس اکشن نمی‌توانید به دیگر اندیکاتورهای خارج از زنجیره برای رسیدن به این نتیجه که ساختار اشتباه است، متکی باشید. با این‌وجود، از آنجایی‌که شما در زمان حال زندگی می‌کنید و به آنچه معاملات نقطه پیوت چقدر دقیق است؟ مستقیماً در پیش روی شما قرار دارد واکنش نشان می‌دهید، باید قوانین جدی در مورد زمان خروج داشته باشید.

با در نظر گرفتن این موضوع، به‌جای یک اندیکاتور تکنیکال، زمان ابزار مفیدی است که می‌توانید به کار ببرید.

برای آگاهی بیشتر باید بدانید که ساختار نمودار همیشه اولین سیگنال شما است، اما اگر نمودارها مشخص نباشند، زمان همیشه عامل تصمیم‌گیرنده خواهد بود.

من در بررسی تمام معاملات برنده خود در یادداشتی شخصی نوشتم که وجه بیش از 85% آن‌ها ظرف 5 دقیقه پرداخت شد.

اگر برای مدتی به کار معامله‌گری مشغول بوده‌اید، بررسی کنید که به‌طور متوسط برای کسب سود چقدر زمان مصرف‌شده است؟

نحوه محافظت در برابر تغییر جهت‌ها برخلاف روند بازار (Head Fakes) (تنظیمات اشتباه):

در ادامه تعدادی از تغییر جهت‌های بازار را به‌صورت نمونه بررسی می‌کنیم تا بدانیم که در صورت تنظیمات اشتباه با چه شرایطی روبرو هستیم.

جسی لیورمور و بهای سنگین مدیریت نکردن ریسک

امیر شاملویی

امیر شاملویی

  • اشتراک‌گذاری

قواعد معامله‌گری که باید دنبال کنیم ساده هستند و سالها است که از سوی بسیاری از معامله‌گران به کار گرفته شده‌اند. این اصول از آموزه‌های لیورمور ناشی می‌شود: «چیز جدیدی در وال‌استریت وجود ندارد. نمی‌تواند وجود داشته باشد زیرا سفته‌بازی قدمتی به اندازه شکل‌گیری کوه‌ها دارد. هر چیزی که امروزه در بازار سهام رخ می‌دهد قبلا رخ داده و دوباره هم اتفاق خواهد افتاد.»

اغلب ما توصیه‌هایی از دوست و آشناها می‌شنویم: «در کف بخر و در سقف بفروش»، «وقتی بازار قرمز است وقت خرید رسیده». اغلب وقتی از این عبارات استفاده می‌شود که دلیل خرید، فروش یا نگهداری یک سرمایه‌گذاری را توجیه کنیم. مشکل این قاعده‌های سرانگشتی، مخصوصا وقتی پای بازار سهام به میان بیاید این است که یادشان می‌رود پیچیدگی هم وجود دارد. متغیرهای بسیار زیادی وجود دارند که روی قیمت یک اوراق بهادار و نوسان بهای آن اثر می‌گذارند. مرتکب خطا شدن، سوگیری داشتن و تصمیم‌های غلط می‎تواند بارها و بارها رخ دهد. در این مطلب از سری نوشته‌های از بزرگان بیاموزید، نگاهی به زندگی جسی لیورمور از معامله‌گران افسانه‌ای وال‌استریت می‌پردازیم، درس‌ها و قواعدی که برای موفقیت در سرمایه‌گذاری مطرح کرده است را می‌آموزیم و در نهایت به اشتباهات او نیز اشاره خواهیم کرد.

جسی لیورمور کیست؟

جسی لیورمور یکی از بزرگترین معامله‌گرانی است که تاکنون به دنیا آمده‌اند، با این حال تعداد کمی در مورد او می‌دانند. او در سال 1877 به دنیا آمد و ثروتش در زمان زندگی خود به 100 میلیون دلار هم رسید که به قیمت امروز معادل با 1.5 میلیارد دلار می‌شود. برخی از معاملات لیورمور مانند گرفتن موقعیت فروش درست قبل از زلزله 1906 سانفرانسیسکو و همچنین درست پیش از سقوط وال‌استریت در سال 1929 در میان حلقه سرمایه‌گذاران افسانه‌ای محسوب می‌شوند.

درس‌های لیورمور برای سرمایه‌گذاری

درست است که از زمان معامله‌گری لیورمور زمان زیادی گذشته و بازارها بزرگ‌تر شده و شاهد تغییرات زیادی بوده‌اند، هنوز هم الگوهای قیمتی که در تحلیل‌هایش از آنها استفاده می‌کرد، دوام یافته‌اند. او الگوهای قیمت را با تجزیه و تحلیل حجم ترکیب می‌کرد و معیارهایی را برای کار خودش قرار داده بود تا ببیند آیا موقعیت معامله‌گری خوبی گرفته است یا خیر. این معیارها عبارت بودند از: افزایش حجم به هنگام شکست روند؛ چند روز بعد از شکست، قیمت‌ها باید در جهت شکستگی حرکت کنند؛ یک واکنش طبیعی جایی رخ می‌دهد که قیمت‌ها تا حدی خلاف روند اصلاح کنند اما حجم در زمان اصلاح کمتر از مقداری است که در مسیر روند داشت؛ در نهایت، وقتی واکنش طبیعی تمام می‌شود، حجم باید بار دیگر در جهت روند افزایش یابد. انحراف از این الگوها به عبارتی سیگنال هشدار در نظر گرفته می‌شد و اگر با تحرکات قیمتی نقاط پیوت تقویت می‌شد، نشان می‌داد که باید از بازار خارج شویم.

یک نکته مهم: زمانبندی خرید و فروش

یکی از چیزهایی که در بازار اهمیت زیادی دارد، زمانبندی خرید و فروش است. هیچ چیز بهتر از قیمت زمانبندی را نمی‌گوید. جسی لیورمور باور داشت که اهمیتی ندارد ما چقدر احساس می‌کنیم می‌دانیم چه اتفاقی می‌افتد، باید منتظر باشیم تا بازار نظریه ما را تایید کند. وقتی بازار کار خود را کرد، ما معامله خود را انجام می‌دهیم.

قواعد معامله‌گری

قواعد معامله‌گری که باید دنبال کنیم ساده هستند و سالها است که از سوی بسیاری از معامله‌گران به کار گرفته شده‌اند. این اصول از آموزه‌های لیورمور ناشی می‌شود: «چیز جدیدی در وال‌استریت وجود ندارد. نمی‌تواند وجود داشته باشد زیرا سفته‌بازی قدمتی به اندازه شکل‌گیری کوه‌ها دارد. هر چیزی که امروزه در بازار سهام رخ می‌دهد قبلا رخ داده و دوباره هم اتفاق خواهد افتاد.» چند مورد از قواعد معامله‌گری در نظر جسی لیورمور عبارتند از:

· همراه با روند معامله کنید. در بازار پررونق (گاوی) بخرید و در بازار کم‌رونق (خرسی) بفروشید.

· وقتی فرصت‌های آشکاری در بازار وجود ندارد، دست به معامله نزنید.

· با استفاده از نقاط پیوت معامله کنید.

· منتظر باشید تا بازار عقیده‌تان را پیش از ورود به معامله تایید کند. صبر منجر به رسیدن به «پول‌های کلان» می‌شود.

· نقطه خروج برای خود تعیین کنید و آن را پیش از ورود بدانید.

· سهام‌های خیلی زیادی را دنبال نکنید.

· در موقعیتی که باخته‌اید، میانگین کم نکنید.

· سهام پیشتاز در هر بخش را دنبال کنید؛ در واقع قویترین سهم‌ها را در یک بازار گاوی یا ضعیف‌ترین سهم‌ها را در یک بازار خرسی معامله کنید.

· هنگامی که چشم‌انداز برای سودهای بیشتر دور از دسترس است (روند به پایان خود رسیده یا در حال از بین رفتن است)، از معاملات خارج شوید.

شکست‌های یک سرمایه‌گذار بزرگ

با وجود تمام دانشی که جسی لیورمور داشت، باز هم اشتباهاتی مرتکب شد. خود وی می‌گوید: «تمام زندگیم اشتباهاتی کرده‌ام اما با از دست دادن پول تجربه به دست آورده‌ام و مجموعه‌ای ارزشمند از «نبایدها» را می‌دانم. من چند باری شکست خورده‌ام اما این از دست دادن شکست کامل نبوده است. در غیر این صورت، اکنون اینجا نبودم. همیشه می‌دانستم شانس دیگری دارم و یک اشتباه را دو بار نباید تکرار کنم. من به خودم باور داشتم.» اما اشتباه او همینجا بود. سرمایه‌گذاری ذاتا با عدم قطعیت همراه است بنابراین هرگز نمی‌توانیم به خود بگوییم هرگز اشتباهی را دوباره تکرار نمی‌کنم. مطمئنا افراد نمی‌خواهند یک اشتباه را چند بار تکرار کنند اما خانواده اشتباهات آن قدر بزرگ است که نمی‌توانیم از همه آنها دوری کنیم. خطا کردن بخشی از سرمایه‌گذاری است. به همین دلیل است که مدیریت ریسک اهمیت زیادی دارد. همین خطا به قیمت زندگی جسی لیورمور تمام شد.

درس‌های پایانی

جسی به شدت موفق بود اما چند بار شانس خود را از دست داد. او همیشه اولین کسی بود که اشتباهاتش را می‌پذیرفت و وقتی پولش را از دست داد به دو مجرم بالقوه رسید: اول این که قواعد معامله‌گری کاملا فرموله نشده بودند و دوم این که آنها را دنبال نکرده بود. اگر می‌خواهید سود کنید، ابتدا باید یک نظام معامله‌گری سودمند خلق کنید و سپس به آن متعهد باقی بمانید.

جسی معامله‌گری ساده‌ای داشت: قبل از ورود به معامله منتظر نقاط پیوت بمانید. در این صورت، در جهت کلی بازار معامله کنید. بگذارید قیمت اقدامات شما را به پیش براند و تا زمانی که دلیل خوبی برای خروج از معاملات خود به دست نیاورده‌اید، با آن باقی بمانید. زیان‌ها را تا حد امکان کوچک نگه دارید و زمانی که هیچ فرصت آشکاری وجود ندارد، از معامله کردن اجتناب کنید. وقتی فرصتش پیش آمد، سهامی را انتخاب کنید که بیش از سایرین احتمال تحرک دارند.

جمع‌بندی

یادتان باشد خطا کردن در سرمایه‌گذاری جزیی از این بازارها است. بنابراین، مدیریت ریسک را جدی بگیرید، حتی اگر دانش خوبی از بازار دارید. نکته مهم دیگر این است که همیشه به آنچه آموخته‌اید پایبند بمانید. از یاد بردن چیزهایی که آموخته‌ایم، می‌تواند برای ما گران تمام شود. در نهایت این که قواعدی که برای معامله‌گری مطرح شد را رعایت کنید. این موضوع می‌تواند ریسک شما را کاهش دهد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.